![]() |
![]() |
|
| چرا تنهام گذاشتی |
|
مي دوني ؟LOVE معني کامه
L ) Lake Of Sorrow دریاچه ی غم O ) Ocean Of Tears اقیانوس اشک V ) Valley Of Death And دره ی مرگ و E ) End Of Life اخر زندگي
روزي براي رسيدن به حقيقت عشق از تو پرسيدم عشق چيست ؟
گفتي : اشتياق تشنه اي است براي رسيدن به يك قطره آب .
گفتم : عاشق كيست ؟
گفتي : آن كه براي رسيدن به محبوبش مثل شمع مي سوزد !
گفتم : اين سوختن و ساختن از چه روست ؟ مرا در عشق توان سوختن و ساختن نيست .
گفتي : عشقت ، عشق نيست !
پرسيدم : تو نيز آيا در تب عشق مي سوزي ؟
...سكوت كرد و مرا بي پاسخ رها
من اما امروز ، مي دانم سكوت چشمانت گواهي سوختن را مي داد .
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم
گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
به تو من ميرسم از اين شبنيلوفری به تو ميرسم من از اين راه خاكستری به تو كه خاطره هامو به هميشه ميبری به تو پل ميزنم از بهانه ها مو از همه شبانه ها مو ميرسم به تو دوباره بوی عطر تو ميدن ترانه هامو پر اسمت ميشن عاشقانه هامو از گل و شعر و ستاره ميرسم به تو دوباره نيستي اما يادت اينجاست وقت گل كردن روياست کاش من به تو میرسیدم از این شب نیلوفری کاش... میرسیدم
نیستی که ببینی
اشکام دیگه نمیتونند نریزند بمونند بسازند نمیرند... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 14 دی1385ساعت 20:34 توسط دل شکسته |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ را برای نوشتن چرک نویس حرفای دلم نوشتم : من كيم؟ جزيره اي دور _اون ور غبار اميد _جايي كه پرنده ي عشق _مرده زير داغ خورشيد
هر چه مي خواهي بكن با اين دل ديوانه ام _دست تو افتاده فعلا اختيار خانه ام باورت كردم ولي آتش نشاندي بر دلم _زخم كاري ميزني انگار من بيگانه ام ! بشكن وآتش بزن اما بمان اي مهربان ! _ هر چه مي خواهد بيايد بر سر كاشانه ام |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
|
RSS
|